خورشاه بن قباد الحسينى

48

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

سمنان كه نهايت مملكت عراق است نزول اجلال فرمود ، سيّد جعفر و شاه قلندر كه از اعيان شهر « 1 » دامغان بودند ، كليد حصار دامغان را برداشته [ 36 ] در سمنان به احراز « 2 » عتبه‌بوسى مشرّف شدند و به نوازش شاهانه و مراحم خسروانه سرافراز گشتند . در همان ايّام اكثر امراى مازندران و هزار جريب « 3 » به پايهء سرير ثريّا مكان حاضر شدند ، مگر آقا رستم روزافزون كه والى سارى بود به معاذير نادلپذير تمسّك جسته به درگاه سلاطين‌پناه نيامد ؛ گويند باطنا با شيبك خان ربط و التيام داشت . بالجمله حضرت شاه مظفّرلوا چون از آنجا « 4 » كوچ فرمود ، احمد سلطان استاجلو را با پانصد سوار جرّار به رسم خبرگيرى از پيش فرستاد . چون آوازهء توجّه عساكر منصور در ديار خراسان شايع گشت ، گماشتگان « 5 » شيبك خان در هر جا كه بودند دست از آن ملك بازداشته فرار را بر قرار اختيار كرده تا شهر هرات در هيچ مقام توقّف ننمودند . شيبك خان كه در آن اوان از يورش هزاره با دلى « 6 » به صد پاره بازگشته در باغ جهان آراى مقيم بود ؛ چون بر توجّه « 7 » لشكر قيامت اثر اطّلاع حاصل كرد ، وهم و هراس تمام بر باطنش استيلا يافته از نامه‌اى كه نوشته بود و زبان به لاف و گزاف برگشاده پشيمان شد . و از اتّفاقات سيّئه در آن سال ، بعضى از امرا و لشكريان خود را كه به ولايت هزاره و نكدرى نامزد كرده بود مخالفان غلبه كرده بسيارى از لشكرش در آن ديار متفرّق و پريشان شده بودند ؛ بنابراين در هرات توقّف نتوانست كرد . در اواسط شهر رجب سنهء مذكور كه قمر در طريقهء محترقه بود از هرات به طرف مرو رفت و مسرعان به طلب خانان ماوراء النّهر فرستاد و شهربند مرو را محكم و استوار ساخته بيرون شهر را آب انداخت ، امّا حضرت شاه دين پناه چون به خرقان و حوالى جرجان نزول اجلال فرمود ، خواجه مظفّر بتكچى كه عمده واعيان ارباب ولايت جرجان بود با سادات [ و اهالى ] « 8 » و صلحا و موالى به سعادت بساطبوس مشرّف شدند . حضرت شاه گردون غلام ، از نام نامى خواجه مومى اليه تفأل فرموده گفت بر دشمن مظفّر خواهيم شد . بعد از آن خواجه مظفّر را منظور نظر عاطفت و احسان

--> ( 1 ) . ت : « شهر » ندارد . ( 2 ) . ت : اعزاز . ( 3 ) . ت : هزار جريب و مازندران . ( 4 ) . ت : سمنان . ( 5 ) . ب : گماشتان . ( 6 ) . ب : دل . ( 7 ) . ت : « توجّه » ندارد . ( 8 ) . ب : محو . از نسخهء « ت » تكميل گرديد .